Dangerous_stalker



Recent works

  • Tags
    Summary

    مقابل ماریا هیل نشسته و به دیوار مقابلش خیره شده. هنوز هم بعد از این همه سال یاد نگرفته که کجا باید دهنشو بسته نگه داره.
    ماریا- استیو ؟
    استیو بهش نگاه میکنه.
    استیو- ینی میگی، ما باید تظاهر کنیم که سول میتیم؟
    ماریا نفس عمیقی میکشه و سرش رو تکون میده.
    ماریا- بعد از اتفاق دیروز تو...ما، به این نیاز داریم .
    روی لپتاپِ ماریا تصاویر نشست خبری دیروزشون تکرار و تکرار میشد. حتی بدون صدا هم استیو دقیقا بخاطر داشت که تو
    اون لحظه ها چی گذشته.
    *دیروز *
    -دکتر بنر، ایا شما روی استراتژیی برای افزایش کیس های هاناهاکی کا ر میکنید ؟
    بنر- اوه، این خیلی توی حیطه تخصصی من نیست، من...
    استیو- واقعا؟ دارید از اونجرز میخواید که مشکل سول میت رو حل کنن؟
    -کپتن راجرز، این یه...
    استیو- مگه امروزه با جراحی راه درمانی براش نیست؟
    -بله، اما...
    استیو- خب درمان دیگه ای برای چی احتیاج داریم ؟
    صدای میکروفن استیو به موقع قطع شد، اما همون چند کلمه هم به قدر کافی بد بودن.

    Language:
    فارسی
    Words:
    3,454
    Chapters:
    1/1
    Comments:
    2
    Kudos:
    18
    Hits:
    133

Recent bookmarks

  1. Public Bookmark *

    Tags
    Summary

    fate really is a bitch like that sometimes

    or, 5 times jaskier dies and geralt lives, and 1 time something different happens

    Language:
    English
    Words:
    5,799
    Chapters:
    1/1
    Comments:
    114
    Kudos:
    1,279
    Bookmarks:
    189
    Hits:
    8,289

    18 Dec 2022