Adult Content Warning
This work could have adult content. If you continue, you have agreed that you are willing to see such content.
-
Tags
Summary
«بارنی چشمانش را با پلک زدنهای تند و نامنظمی از هم باز میکند و به چشمان گوردِن خیره میشود. گوردن با بازدمی که میکشد و نفسی که بیرون میدهد، فشار دندههایش در اطراف ریههایش را حس میکند. حالت چهرهی بارنی قابلتشخیص نیست؛ چین کوچکی میان ابروهایش افتاده و چشمانِ همیشه فندقیاش تقریباً به مشکی میزند. همانطور خیره مانده، و انگار مستقیماً به درون روح گوردن زل زده و نگاهش را نمیگیرد. عذابآور است، انگار که ثانیهها آهستهتر از حالت عادی خودشان به جلو میخزند. ریههای گوردن به طرز دردناکی منقبض و منقبضتر میشوند. به دنبال چیزی برای گفتن میگردد، اما صدایش که همین حالا نیز به لرزه افتاده، به یاریاش نمیآید.»
*** گوردن و الکس بعد از رسیدن به جنگل سفید، بلافاصله به سراغ بوریالیس نمیرن و در عوض یکی دو روز صبر میکنن. این فنفیک در اون فاصلهی زمانی اتفاق میافته ***
