Adult Content Warning

This work could have adult content. If you continue, you have agreed that you are willing to see such content.

If you accept cookies from our site and you choose "Yes, Continue", you will not be asked again during this session (that is, until you close your browser). If you log in you can store your preference and never be asked again.

  1. Tags
    Summary

    «بارنی چشمانش را با پلک زدن‌های تند و نامنظمی از هم باز می‌کند و به چشمان گوردِن خیره می‌شود. گوردن با بازدمی که می‌کشد و نفسی که بیرون می‌دهد، فشار دنده‌هایش در اطراف ریه‌هایش را حس می‌کند. حالت چهره‌ی بارنی قابل‌تشخیص نیست؛ چین کوچکی میان ابروهایش افتاده و چشمانِ همیشه فندقی‌اش تقریباً به مشکی می‌زند. همان‌طور خیره مانده، و انگار مستقیماً به درون روح گوردن زل زده و نگاهش را نمی‌گیرد. عذاب‌آور است، انگار که ثانیه‌ها آهسته‌تر از حالت عادی خودشان به جلو می‌خزند. ریه‌های گوردن به طرز دردناکی منقبض و منقبض‌تر می‌شوند. به دنبال چیزی برای گفتن می‌گردد، اما صدایش که همین حالا نیز به لرزه افتاده، به یاری‌اش نمی‌آید.»

    *** گوردن و الکس بعد از رسیدن به جنگل سفید، بلافاصله به سراغ بوریالیس نمی‌رن و در عوض یکی دو روز صبر می‌کنن. این فن‌فیک در اون فاصله‌ی زمانی اتفاق می‌افته ***

    Language:
    فارسی
    Words:
    8,756
    Chapters:
    3/3
    Comments:
    6
    Kudos:
    9
    Hits:
    184